سال پيش بود كه سخنراني رييس جمهور در سازمان ملل با هاله اي از نور تركيب شد و امسال پيغام پسغام به بوش فرستاد كه حاليا بيا مناظره كنيم.ياد دوران اصلاحات به خير! اگر در آن زمان رييس جمهور چنين حرفي زده بود بلا شك كفن پوشان و قمه به دستان چهار ستون كاخ رياست جمهوري را به لرزه انداخته بودند كه واسلاما وا! انقلابا! وا رهبرا! همه چيز از دست رفت. گرچه حال که اتفاقی حادث نشد طفيلي دولت (زن سخنگوي دولت) فرياد و فغان مي كند که آمریکایی بودند و برانداز!
چنين است اكنون كه قوا يك پارچه و ذوب در اصول هستند، نامه نگاري و پيشنهاد مناظره مستقيم، سخني داهيانه و حكيمانه و از روي حكمت و عزت است و كفن پوشان موكداً از باب حمايت گويند: كجا بودي تو اي نابغه! اي حكيم! اي سياستمدار اصولگرا!
اما آنچه تفاوت دوران اصلاحات با اصولگرايان را يادم انداخت قسمتي از صحبت هاي خاتمي در نشست بنياد باران بود : ... 3سال پيش پيشنهاد من، مشاركت فرانسه - ايران - روسيه بود و گفتم امكان ندارد آنها بگذارند ما بهتنهايي صاحب توليد صنعتي اورانيوم شويم كه گفتند نه و ما بايد خودمان داشته باشيم و وقتي آن را در سال گذشته در سازمان ملل مطرح كردند كه مشاركت كنيم ديگر خيلي گوش نكردند....
ياد داستان استر قدرت افتادم كه وقتي بر آن سواري لازم نيست خيلي چيزها يادت بماند و خيلي كارها انجام دهي.
+ نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت 12:33  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني
|
