فاجعه سال گذشته در سامرا و از بین بردن حجم قابل توجهی از حرم عسگریین (ع) داغی را بر دل شیعیان گذاشت ماندگار و سوزان. از سوی دیگر با بعد از این رویداد تلخ موجی از درگیری های خونین در عراق آغاز شد که کمتر در میان اخبار رسمی منتشر شد. اگر تا قبل از این فاجعه شیعیان عراق در مقابل زیاده خواهی اقلیت ۱۵ درصدی بعثی و مخالف خویشتن داری می کردند دیگر تاب تحمل از دست دادند.
اعتراض يك اخراجي
مسعود ده نمکی از آن دست نیروهایی است که دیر به بلوغ می رسند. از اواسط دهه هفتاد به بعد كه موجي از راديكاليزم فضاي جامعه را دربرگرفت هميشه چندنام به گوش آشناتر مي نمود: طبرزدي، انصار حزب الله، الله كرم، ده نمكي و پروازي. شنيدن چنين اسم هايي براي مردم يادآور خشونت و ناسزا پراكني و فشار (از همه نوعش) بود. چه باك كه امروز فضاي جامعه راديكاليزم افراطي پر كرده است.
در همان ايام كه در مدارس امام صادق و معلم، خواستگاه انديشه هاي راست درس مي خواندم، با اين كه عميقا به ارزش هاي انقلاب و دفاع مقدس معتقد بودم و به هرحال خود را از نظر فكري در جبهه چپ خط امامی تعريف مي كردم، يكي از چالش هاي اصلي ام تراژدي حزب الله ايران بود. حزب اللهي كه برخلاف مشي اصيل خود، يا ناسزا مي گفت، يا فشار مي داد، يا تجمعات را برهم مي زد، يا باعث سقط جنين زني باردار (چه ناخواسته) مي شد.
چالش آن روز من اين بود كه ما هم خود را حزب اللهي مي دانيم با بازتعريف خودمان، لكن نه تنها هيچ
سنخيتي با اين گونه برخوردها نداريم، بلكه اساسا معتقديم اين كارها جز مخدوش كردن چهره طيف مذهبي (چه راستي ها و چه چپ ها) و از بين بردن رابطه نسل جديد با نسل قبل (انقطاع نسلها) و خراب كردن ارزش ها، ثمر ديگري ندارد.
هرچند كه اين طرز فكر ما هزينه هايي هم برايمان داشت در آن سنين. جانوري دوپا به نام محمدگلزاري يك بار توسط اين عده كتك مفصلي خورد، خود من هم نهايتا از اين مدارس اخراج شدم. البته اوج تقابل آن دوران ما به انتخابات ۱۳۷۶ رسيد.
بگذريم، اما چيزي كه اين خاطرات را در ذهنم عيان كرد، تغييرات يكي از آن چهره هاي ويژه دهه هفتاد بود. ده نمكي كه از لثارات، انصارحزب الله، جبهه، شلمچه، فكه و .... نام خود را در ميان نسلي كه از جنگ بوي آن را شنيده بودند به عنوان يك رزمنده مجاهد و ارزشي و راديكال جا انداخت. اما سير تطور فكري و بلوغ انديشه اي ده نمكي، نهايتا از او چهره اي معتدل و ارزشي ساخت. چهره اي كه ديگر به جاي فشار و ناسزا دادن سعي كرد با زباني ديگر و با مخاطبي بيشتر، پيام خود را برساند و نهايتاً فيلم ساز شد، حتي اگر وي در انديشه ها و منطق استنتاجيش تغيير نكرده باشد همين تغيير گفتمان نيز جالب است و جاي تامل دارد.
ده نمكي بعد از ۲ فيلم مستند فقر و فحشا و كدام استقلال كدام پيروزي، اولين فيلم بلند سينمايي خود را با نام اخراجي ها ساخت. دوستاني كه فيلم را ديدند فضاي جالبي را از آن ترسيم مي كردند. همان فضايي كه خالي است از كليشه هاي تكراري رزمندگاني كه هميشه در حال عبادت و گريه زاري هستند يا رزمندگاني كه در عشق زن و ايران زمين درگيرند.
اما شايد انتخاب عنوان اخراجي از سوي وي، نهيبي هم زند به خود او الان كه از آن
دوستان راديكالش فاصله گرفته است. هماناني كه در ۲۰ سال گذشته همواره داد و فغان كردند و ناسزا گفتند و به اين و آن؛ و امروز كه صاحب منصب شدند علاوه بر اين كه كماكان همان نسخه و رويه را دنبال مي كنند در كار خود چنان پيشرفته اند كه اوضاع اقتصادي ما چنين است و اوضاع سياسي داخلي و خارجي چنان، تهديدهاي پياپي اين چنين و داد مردم آن چنان.
فحاشان ديروز و فشلان امروز نشان دادند كه نه تنها هيچ در چنته ندارند بلكه فضايي هم براي شنيدن نقد و نظر ديگران متصور نيستند مي خواهد مرحوم روزنامه شرق باشد كه برچسب ها زدندش و يا بازتاب درون نظام اصولگرا!!
در چنين فضايي كه با نام عدالت و مهرورزي، گردن عدالت و مهرورزي مي زنند چه باك كه فلان فيلم را نبينند و ارزشش ندهند؟ دهنمكي از چه رو آن چنان فغان و ناله سر مي دهد: وا عدالتا! كه روزي خود از آنان بوده و اين قماش آدم ها را بيشتر از ديگران مي شناسد!
:: چقدر خوب دولت امنیت را برقرار می کند همان طور که گرانی را حل کرد و مسکن را سروسامان داد. اول سال آن داستان گروگانگیری و درگیری و پایان سال این بمب گزاری در نوع خود بی سابقه. حتماْ به زعم احمدی نژاد یا محصول گذشته است، یا رسانه ها ساخته اند و یا .... گزارش تصویری از بمب گذاری در زاهدان
:: خاطره ای از امام به نقل از هوشمند: ... بعد از نودوبوقی صادق طباطبایی آمد به یک برنامه زنده تلویزیونی. نامش: مردم ایران سلام! صادق ابتدا صحبت های خود را با مطایبه ای به محسن رفیق دوست شروع می کند: سردار رانندگی ... هنگامی که در هواپیما نزدیک طلوع آفتاب بود، عده ای دویدند تا بقیه را برای نماز بیدار کنند که امام پرسید: کجا؟ گفتند می رویم تا بیدارشان کنیم برای نماز صبح. امام گفت: مگر از شما چنین خواسته ای داشته اند؟ گفتند: نه. امام گفت: پس لازم نیست. بروید به کارتان برسید... این تفکر و سیره کجا و آن فکر بهشت اجباری کجا.
::قذافی مجنون ملعون با ربودن امام موسي صدر چنان داغی بر دل شیعیان گذاشت که هنوز تازه می نماید. چندی پیش بازتاب سخنرانی کوتاهی از ایشان را با عنوان خطرناکترین دشمن حسین(ع) منتشر کرد.
ایشان در این سخنرانی که در لبنان انجام شده است دشمنان سیدالشهدا (ع) را به سه دسته تقسیم می کند:
دشمن نخست: كسانی كه حسین و یارانش راكشتند. آنها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا كه جسم را كشتند... آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول «محدود» است.
دشمن دوم: كسانی كه كوشیدند تا آثار حسین را پاك ...کسانی که میخواستند اسم حسین و یاد حسین فراموش شود، و آرامگاه حسین و عزاداری بر حسین را از میان رود. خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامههایشان، ناتوان ماندند، چنانكه این مسأله در تاریخ روشن شد. گروه دوم دشمنان حسین پر خطرتر و ستمكارتر از گروه نخستاند، اما در كارشان ناكام ماندند، ولی خطر اینها از گروه سوم كمتر است.
دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداریها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار میگرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه ها و كینه ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، اینها انگیزه ما برای گریه است.... ما تنها به شیون بسنده نمیكنیم، و حسین را تنها شهید اشكها نمیدانیم. و برآنیم كه تكلیف ما فقط با عزاداریهای ما به انجام نمیرسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه کربلا را از جمود خارج سازیم و آن را به گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد. چنانكه میگوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است، و امام صادق و باقر و رضا (ع) میراثدار او هستند، و هر كسی كه با باطل میستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم میكند میراثدار اوست.
:: کلیپی درباره امام موسی صدر
:: امروز قدری کردی خواندم. زبان بسیار جالبی است. هرچند که احساس می کنه که بیشتر لهجه ای است در میان لهجه های زبان فارسی. اکثر قواعد و دستور زبان و کلمات کاملا با فارسی یکی است.
اگر می خواستید کردی بخوانید این قاعده در ذهنتان باشد: َ=ه / ٌ=و / ِ=ي . فکر کنم حالا بتوانید این رو راحت بخوانید: ههڵهبجه هیرۆشیمای کوردستان و ئهنفال هۆلۆکۆستی کورده پیوند
اما شاید این شب عاشورا یکی از تجریه های جدید من بود. این اولین باری بود طی ۱۵-۲۰ سال گذشته این شب را در جایی خارج از هیات لمس کردم. تقدیر چنین بود که به همراه دوستان عزیز قدیمی و موسسان جریان نونگر حضور یابیم در خانه هنرمندان ایران و شرکت جوییم در آن مراسم.
فضایی متفاوت از فضای سنتی عزاداری قالب بود در آنجا. اما هر چه بود برای اباعبدالله و به نام او بود. نمایشگاه عکس جمشید بایرامی و شعرخوانی عبدالجبار کاکایی (عبداللهی) و چاووشی و دکلمه آوازی شعر خون پاکان و شعر خوانی سهیل محمودی و سرانجام سخنان کوتاه سیدنا محمدخاتمی.گزارش تصویری اما برای دوستانی که داغ سیدالشهدا تا ابد در دلشان است و از اين داغ دار ترند كه كه كساني سيره قصابي و فرمول اشك ريزي براي عزادار سيد الشهدا تجويز مي كنند تا كار خود را عيان تر كنند، چه جفايي بر مكتب روا مي دارند؛ اين فرصت مهيا شد تا با زباني پاك و بي آلايش و صدايي خارج از توهم اكو و بلندگو بشنوند و بسوزند در غم خاندان رسول خدا تا ببينند كه براي كه مي گريند و درد حسين است كه مي گرياند يا درد روزمرگي و تنهايي .... و چه خوب تمام كرد سيد خوش خلق ما، سخنان خود را آنجا كه خواند قسمتي از تركيب بند محتشم را.... اين کشته ي فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست... شعر كامل
۲- بي ضرر نيست كه نگاهي جامع داشته باشيم به اتفاقات اخير منطقه:
- افزايش فشارهاي سياسي و اقتصادي به ايران همزمان با خاتمه يافتن مهلت ۲ماه شوراي امنيت
- افزايش فشارها بر ايران از سوي آمريكا
- بحران سياسي امنتي در فلسطين. به جاي اين كه فتح حماس دشمنشان را نابود كنند، فعلا تصميم به نابودي خود گرفته اند.
- حملات و آدم ربايي هاي جديد اسراييل در مناطق اشغالي
- بن بست سياسي در لبنان
- مذاكرات سوريه و اسراييل
- سفر شيمون پرز به قطر و تهديد خواندن احمدي نژاد براي اسراييل و مردم ايران (!). جالب است كه قطر با وجود دولت هاي قدرتمندي در منطقه همچون صعودي، سعي دارد چانه زني ديپلماتيك خود را افزايش دهد.
- سفرهاي دائم رايس و اعوانش به منطقه و تلاش براي اجماع ضد ايراني در منطقه. هر چند كه به نظر مي رسد بيشتر سعي دارد تا شيوخ بي خاصيت عرب را از احمدي نژاد بترساند.
- افزايش اشتباكات (درگيري) در عراق
تا ۲ ماه ديگر اين منطقه چه اتفاقي خواهد افتاد؟
۳- با توجه به حساب سازي هاي گسترده دولت در بودجه 86 محاسبه نماييد: ۱.ميزان تورم ۲.درصد افزايش نارضايتي مردم

روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزهها گل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه آری اینچنین است
خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است
بر سخره از سیب زنخ بر می توان دید
خورشید را بر نیزه کمتر میتوان دید
در جام من می بیشتر کن ساق امشب
بامن مدارا بیشتر کن ساقی امشب
بر آبخورد آخر مقدم تشنگانند
می ده حریفانم صبوری می توانند
این تازه رویان کهنه رندان زمینند
با نا شکیبایان صبوری را قرینند
من صحبت شب تا سحوری کی توانم
من زخم دارم من صبوری کی توانم
ادامه مطلب

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست
اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست
گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است
گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانويغم است
ادامه مطلب
۲. هوشمند عبدالهی نابغه جذب نکات سماوی از میان اذکار ملت ارضی تعریف می کرد که یکی از دوستان هیاتیشان که اتفاقا هم برایم آشنا بود، مدیر کاروان حج شده و به پاس گرامی داشت ارزش حاجی همراه با حاج محمد زمرد راهی شدند جهت زیارت قبولی گفتن. هوشمند می گفت: محمد که رابطه اش با فلانی روشن است و همچون قطبین شمال و جنوب غرق در یخ! ما هم از بابت گرمی و این که چیزی گفته باشیم، پرسیدیم حاج آقا کجای حج بیشتر به شما چسبید؟ فلانی گفت: صحرای محشر!!!! هوشمند می گفت: خیال کردم اشتباه شنیده ام. دوباره پرسیدم و دوباره همان شنیدم: صحرای محشر!
۳. نفس حضور سیدمحمدخاتمی در اجلاس جهانی اقتصاد دواووس سوییس خود موجبات کوری دشمنان داخلی و خارجی را فراهم آورد که حالی کردیم. در این میان دیدار خاتمی و جان کری هم از نکات جالب
توجه بود. هرچند که این دیدار در نهایت و به رغم جذابیت به دلیل خارج بودن طرفین از ساخت قدرت، فاقد تاثیر در سیاست های طرفین است. لیکن اگر سیدنا خاتمی در ایام صاحب منصبی بود، قطعا فریادها بلند می شد که آی آمریکاییییییییی! تو همه ارزش ها را زیر پا گذاشتی. باید صبر کرد و دید نتیجه این دیدارها و نامه ها (نامه سیاست مداران آمریکایی به ایران) بالاخره متوهمین را بر جایگاه خردگرایی خواهد رساند؟
آخرین عکس های خبری سیدنا خاتمی
۴. پروژه سیاه کاران کلید خورد
اواخر ذي الجه است و دو سه روزي به محرم مانده. هر آينه هر جايي بيرق ها و تكيه هايي را مي بيني كه با نام امام حسين(ع) برپا مي شوند. تكيه هايي كه برخيشان رنگ و بوي تازگي را با خود دارند اما همه براي يك هدف پديدآمده اند و آن بزرگداشت عاشوراست.
براي ما كه دوران امام خميني را چشيده ايم اما آغاز دهه با صداي عارف پير مرحوم كوثري زنده مي شود: آجرك الله به مصيبت الحسين…. آقا جان … و امام را نظاره می کردیم که پارچه سفید چندلایه را مقابل صورت خود گرفته طوری که ابروان بلندش هم پوشیده شده و شانه هایش تکان می خورد. همان امامی که امام اخلاق بود و نه امام قدرت.
هرچند در طول تاريخ حكومت ها سعي كرده اند كه به نظامات حسيني دست اندازي كنند چه زماني كه مي خواستند مردم فراموش كنند و چه زماني كه مي خواستند با سياست هاي حكومت هماهنگ باشد، اما هيچگاه و هيچگاه اصالت و ذات اين نظامات تغيير نكرد.
هميشه ذات ظلم و ظالم ستيزي نهفته در فرهنگ عاشورا بوده كه مانده است و حكومت ها و جبارين تاريخ كه اين فرهنگ را مورد سياست ورزي خود قرار داده نابود شده اند.
نظامات حسینی برای خود فلسفه و دستگاه کاملا خود جوش و زنده ای دارد که به هیچ حکومت و نظامی وابسته نیست و تو می بینی در کشورهایی که شیعیان زیر فشارهای طاقت فرسا هستند نیز چه بسا پربارتر از سایر کشور ها مراسمات عاشورا را برگزار می کنند.
پیشنهاد من برای این ایام چنین است:
- سخنرانی شیخ حسین انصاریان: ساعت ۴-۵ منزل حاج آقا علوی تهرانی. پشت مسجد امیر. خیابان سین دخت.
- نماز مغرب پیش آقای امجد، مسجد کوی دانشگاه تهران، امیرآباد شمالی
- هیات عشاق الحسین، روضه حاج علی قربان ساعت ۲۱ شهدا. زرین نعل. سادات
یکی از دوستان بیابانگرد ما می گفت: اگر دهه محرم کربلایی عاشورا تهران باش. البته هر که کربلا رفته باشد دلیلش را خوب می فهمد.
طرح از سید صادق حسینی
