خيلي وقت بود كه تحليل درست و حسابي از صدا و سيما پخش نمي شد، دليلش هم روشن است: آقايان هميشه آرزوها و دوست داشتني هاي خود را به جاي تحليل واقعيات به خورد مردم مي دهند.اين بار اما داستان متفاوت بود، مجري شهرستاني كه نه تنها هيچ تسلطي بر بحث نداشت كه فن بيان هم نمي دانست، هرچه سعي كرد نتوانست جلوي تحليل و پيش بيني مهمان برنامه گفت و گوي خبري شبكه 2 سيما را بگيرد.
مهمان برنامه هم كسي نبود جز آقا محسن رضايي كه از جمله چهره هاي سياسي ايران است كه تقريبا مستقل خوانده مي شود.
اما اين بار آقا محسن با واقع گرايي كامل و پرهيز از در پرده گويي حرف از برخورد آمريكا با ايران زد و اين نظر چنان مجري برنامه را به دست و پا انداخت كه براي ماست مالي آن تلاش هاي زيادي كرد اما استدلال ها و دلايل آن قدر روشن بود كه مخاطب بتواند سره را از ناسره تشخيص دهد.
محسن رضايي از استراتژي جوجه تيغي در برخورد با ايران سخن گفت و تاكيد كرد: بوش قول پيروزي بر ايران را نمي دهد اما گفته رها كردن ايران فاجعه است!
پالس هاي سياسي منطقه هم احتمال اين برخورد را جدي تر از گذشته نشان مي دهد. مجري برنامه كه دستپاچه هم شده بود گفت: كنگره و سنا ديگر در دست طرفداران بوش نيست و فشار افكار عمومي زياد است و اين حرف يعني كه مجري برنامه اصلا بر بحث اهليت ندارد. پر واضح است كه بوش اگر مي خواست به افكار عمومي توجه كند كه منطقه جور ديگري بود و اين حرف ها براي مصرف داخلي به ايرانيان گفته مي شود و گرنه در آمريكا حرف اول و آخر را رياست جمهوري مي زند.
يكي ديگر از نكات بارز صحبت هاي شب گذشته محسن رضايي، اين كنايه بود: برخي از دولت مردان توهم دارند و اين توهمات جلوي تصميم گيري منطقي آنها را مي گيرد. البته بعد از كمي مكث مثال بوش را زد! ما كه نفهميديم چه كسي توهم دارد!!!!!!
در نهايت به نظرم نكات زير جالب توجه است:
- آمدن محسن رضايي كه نماد دفاع مقدس است. براي ما كه دوران جنگ دوران را ديده بوديم، هميشه لباس فرم سبزرنگ و محاسن سياه بچه هاي سپاه خاطره انگيز بود. خصوصا آقا محسن كه آن روزها قهرمان درجه اول ما بود. پس آمدن وي و بيان اين تحليل خود پيام روشني به مردم داد.
- طرح نظريه برخورد با ايران از سوي محسن رضايي، خواب خوش برخي از نودولتيان را هم آشفته مي سازد.
- حمايت از تيم هسته اي دكتر لاريجاني و اين كه وي در مذاكرات درست عمل مي كرد.
- تذكر به دستگاه ديپلماسي كه فعال تر و هماهنگ تر با تيم هسته اي عمل كند.
- اعلام آمادگي براي حضور مجدد در عرصه نيروهاي مسلح كه از هفته پيش مطرح شده است.
- اعلام اين كه آمريكايي ها قبل از حمله فشارهاي سياسي – اقتصادي را بالا مي برند و معتقدند با گراني ها، مردم با نظام مشكل جدي پيدا مي كنند. تذكر آشكاري است به دولت كه اگر نتواند در بحث گراني ها كاري كند، اين دقيقا همان خواست آمريكاست و گامي در جهت منافع آنها. اين را بچسبانيد به خطبه هاي هفته گذشته خطباي جمعه از تهران تا .... كه همگي بر گراني تاكيد مي كردند.
- نظريه برخورد با ايران حتي اگر با هماهنگي سران نظام (رهبري-هاشمي) مطرح نشده باشد (كه بعيده) مي تونه ماه عسل دولت را خراب كند و وضعيت سياسي ايران را دچار تكان هاي جدي كند. از سوي ديگر ممكن است حاكميت با طرح اين مطلب و جمع آوري بازخورد هاي آن، به دنبال آزمايش آمادگي مردم باشند.
در پايان برنامه باز مجري (مراد عناري) گل گفت و گفت: به نظر شما جشن هسته اي ايران نمي تواند جلوي اين برخورد را بگيرد!!! محسن رضايي هم پاسخ داد: جشن هسته اي چه ربطي به آمريكايي ها دارد!! اين يك مطلب داخلي است!! بله ايران هسته اي يك واقعيت است اما جشن هسته اي تاثيري بر رفتار آمريكايي ها ندارد!
آنچه مسلم است در 2 ماه آينده ايران آبستن تحولات بسيار جدي اي خواهد بود. حوادثي كه مي تواند تا مرز سقوط يك دولت پيش برود.
شخصيتي بازي را جلو مي برد كه كارهاي جالبي مي كرد: زبانش را با دستش از دهانش بيرون مي كشيد و مثل تار با دست ديگر بر آن مي زد! صداهاي بامزه اي از دهان خود در مي آورد! ادا و اودورهاي جالبي داشت و كارهاي مسخره اي مي كرد!
داستان ما و آنها از جایی وارد مرحله جدید شد که ما خیال کردیم علی آباد هم شهریه! البته ما رفتم و علی آباد را در گلستان دیدیم، آنچنان هم شهری نبود!
برای همین هم بود رییس دولت نهم در مهمترین بخش کار یک دولت در سال، یعنی هنگام تنظیم بودجه سال آینده، سالی که احتمال تحریم و افزایش فشار ها مسلم است، جای خود را خالی کرد و گشتی در ولایت آنها زد.
بعد از ظهر پنج شنبه که مرده ها هم آزادند با دوست خوبم محمت (محمد) در قهوه خانه آذری های راه آهن مشغول تناول دیزی بودیم که SMS آمد: دیپلمات های ایرانی در اربیل دستگیر شدند. اول گمان کردم مثل پیام: حلول ماه مبارک نوروز ...شهرداری اردبیل... ولی بعد دیدم نه بابا ادامه داره پیام و جدی هم هست.
سيدصادق حسيني- نواي سازهاي ناهماهنگ و مخالف چند سالي است از نظام ورزش به گوش مي رسد، نواهايي كه گاه سرود حذف نماينده ايران از IOC را مي خوانند و گاه حذف فوتبال ايران از جهان.
شب گذشته برای جشن عید رفتم عشاق الحسین. یکی از ویژگی های عشاق، منبری های آن است که معمولا تعطیل و پیاده هستند. من خودم اولین باری که ۷-۸ سال پیش عشاق رفتم با منبری آن یک دعوای جانانه داشتم چون هم مطالب غیر مفید می گفت و هم به زبانی بی حال. اما دیشب واقعا با برنامه های دیگر فرق داشت. یک روحانی سفید و توپل موپل و مامانی.
سيدصادق حسيني- همزمان با ايام عيد مبارك قربان به دعوت يكي از برادران مسلمان اهل استانبول، عازم شيراز شديم تا ميراث جاويدان تمدن ايراني را در كنار شكوه فرهنگ اسلامي ببينيم. نقش رستم، تخت جمشيد، ارگ كريم خان، مسجد وكيل، بازاروكيل، حافظيه، سعدي،... و نهايتا حضرت شاه چراغ، احمد بن موسي (ع) از برنامه هاي اين ايرانگردي يك روزه بود.
صدام به درك واصل شد! فكر نمي كردم به اين زودي اعدامش كنند، اما انگار ديگر زنده اش ضرر داشت. هرچند كه اعدامش بهترين عيدي براي مردم ما، عراقيون و كويتي ها بود. به هرحال صدام هنوز گنجينه اسرار اطلاعات بود و خيلي چيزها مي دانست و مي توانست كه بگويد. از كمك هاي دولت ها و قدرت ها تا معاملات پشت پرده.
شب گذشته در برنامه گفت و گوي خبري كه مجري خوش لهجه! اجرايش مي كرد چنين سئوالي از دكتر آقامحمدي به عنوان رئيس انجمن دوستي ايران و عراق(!) پرسيد وي چيزي را فاش كرد كه جالب بود: گفت در زماني كه صدام شهرهاي ايران را با موشك هاي اسكات مي زد، چون شوروي اين موشك ها را به ما نمي فروخت، من براي پاسخ چيزي نداشتيم تا اين
كه آقاي رفيق دوست رفت و از ليبي موشك گرفت! ليبي هم يك سرهنگ براي اين كار به ايران فرستاد. سرهنگ براي هربار شليك موشك زنگ مي زد و مستقيما از قذافي دستور مي گرفت!!!! قرار شك جنازه سلاخ بزرگ معاصر را در تكريت دفن كنند!!! راستي ديشب آقامحمدي شعري خواند از يك جنرال هندي به اين مضمون كه صدام از يزيد تشكر كرد كه راه را به او نشان داده و يزيد پاسخ داده: كه من يك بچه كشتم تو هزاران كودك را كشتي... من اين فلان كردم و تو صدها برابر بدتر از آن... در آخر هم يزيد از صدام تشكر مي كند: با اين كارهايي كه تو كردي، اميدوار شدم كه خدا من رو ببخشد چون بدتر از مني پيدا شده است!!!

از زمان وارد شدن دوربين به موبايل تقريبا ۴ سال مي گذرد. دوربين هايي كه ۶۴۰*۴۸۰ پيكسل عكس مي گرفتند امروز جاي خود را به دوربين هاي ۳مگاپيكسلي داده اند. همزمان با ارزان شدن بهاي اين دسته از گوشي ها، استفاده از آنها نيز گسترش قابل توجهي يافت. آن قدر اين فناوري عمومي شده است كه مردم ديگر كمتر سراغ خريد دوربين عكاسي مي روند. هرچند كه كيفيت آنها واقعا قابل توجه نيست ولي مردم عادي را راضي نگه مي دارد.
همچنين يكي از محاسن بزرگ اين دست دوربين ها، همراه بودن آنهاست. اخيراً كه مشهد بودم، جالب بود كه همه زايرين از موبايل هاي دوربين دار استفاده مي كردند و من كه مي خواستم دوربين كوچك خود را ببرم، گفتند ممنوع است. گفتم چه فرقي بين اين دوربين و آن يكي است. گفتند نمي شود و مقررات اين است! 
