تبليغاتX
<% Response.Redirect "http://weblog.sadeqmedia.com" %> رسانه صادق sadeq media
سيد صادق حسيني -  َنقل درگيري هاي شنبه 15 مهرماه، نقل آن داستان هايي است كه بعضي ها بدشان نمي آيد هرزچندگاهي در ايران هويدا شود و همين آرامش نسبي نيز بهم بخورد.
داستان زماني جذاب تر مي شود كه ببيني برخي رسانه ها ايراني و رسانه هاي خارجي به سرعت جريان را رسانه اي كردند.


روز آن لاين در گزارشي با عنوان مردم از "دين سياسي" خسته شده اند به نقل از اين روحاني نوشت: در لحظاتي به سر مي ‏برم که شمارش معکوس وزارت اطلاعات و بيدادگاه ويژه روحانيت براي قتل و انهدام من و تمامي کساني که مخالفت خود را با دين سياسي اعلام کرده ‏اند آغاز شده...
الشرق الاوسط نيز در يادداشتي به قلم نوري زاده چنين نوشت: مؤيدو آية الله بروجردي يمنعون قوات الأمن من اعتقاله ... المرجع الإيراني المعارض لـ الشرق الاوسط: الإيرانيون تعبوا من الدين السياسي
طرفداران آيت الله بروجردي مانع دستگيري وي توسط نيروهاي امنيتي شدند. مرجع ايراني معترض به شرق الاوسط گفت: ايرانيان از دين سياسي خسته شده اند.
به نظر بعد از ناآرامي هاي قومي در قطر شمال غرب، جنوب شرق و گوشه جنوب غربي حال نوبت صف آراي دين عليه دين است.
ميثم زمان آبادي كه در درگيري البته جوگير شده بود مي گفت: آن آدم ها پاك باخته بودند! گفتم كاري ندارد كه با پول دادن تعدادي را جمع كرد و چنان كرد كه ديدي. گفت: تو شنيدي من ديده ام. تو چقدر حاضري بگيري تا خانواده ات را همراه با شمشير و قمه روانه خيابان كني؟! البته هر چیزی را نمی توان با پول خرید.

به او گفتم: كساني كه براي 100 هزار تومان انساني را ناكار مي كنند مطمئن باش براي اين كارها هميشه حاضر هستند. همچنين نوع مواجهه آن ها (چاقو، قمه، شمشير و اسيد) نشان دهنده مبارزه بنيادگرايانه از نوع بن لادني و زرقاوي است چرا كه ضرر به جان مسلمين مي زند (مانند مدل هاي عراق و افغانستان). گفتمان هم كه گفتمان بنيادگرايانه است: "ما دنبال دين سنتي خودمان هستيم. دين آبا و اجدادي‌مان را مي‌خواهيم، اين را مردم هم مي‌خواهند اما اينها نمي‌گذارند. ديني که اينها مي‌گويند متولد 27 سال پيش است، ديني که ما مي‌گوييم مال 1427 سال پيش است."
نكته ديگر اين كه در شهر قم هستند روحانيون و علمايي كه طرفدار جدايي دين و سياست هستند چه بسا كه پايه هاي فكري و عقلي و مردمي بيشتري هم داشته باشند، پس چرا تا به حال هيچ كدام از آنها اين گونه يك شبه چهره نشده اند. چرا هيچكدام از طرفداران آنها تا كنون قمه به دست حرف خود را اعلام نكرده اند. چرا هيچ حركت خشونت آميز از آنها نديده ايم.
ياد خاطره اي افتادم كه در سفري كه به كربلا داشتم اوائل سقوط صدام، حادث شد: روزي در اطراف بين الحرمين بودم كه ناگاه خود را در ميان كاروان 500 نفري ديدم كه فرياد مي زنند: سماحة آيت الله موسوي الحسني، ولي امرالمسلمين. گفتم: عجبا! در ميان شيعيان جماعتي مدعي ولي امري هستند آن وقت توي تازه از راه رسيده چنين ادعايي داري!! ظاهراً هنوز هم در عراق هر روز يكي با چنين داعيه هايي سر از تخم در مي آورد.
به نظر صف آرايي دين عليه دين  راهبرد جديدي است كه بعد از مدت ها مطالعه در حال اجراست. دقت كنيد به گزارش ديگري از روزآن لاين: در عرض نيم ساعت 14 گروگان مي‌گيرند، بچه بسيجي‌هايي مثل خودشان. با تکه پارچه‌اي سفيد، چشم، دهن و دست و پايشان را مي‌بندند، دقيقا مثل گروگان‌هاي سياسي، نشسته يا نيم‌خيز رو به ديوار.
نكته ديگر مجموع گزارش هاي اين رويداد تلخ، تاكيد منابع خبري داخلي و خارجي بر «مرجع و آيت الله» بودن اين شخص است و انتخاب تيترهايي مانند: آيت الله دستگير شد؛ دستگيري آيت الله بروجردي و نهايت سوء استفاده از تشابه اسمي با مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي.
در فضايي كه دولت و حكومت بر طبل دين مداري و حقوق دين داري مي كوبند و مي گويند مردم در اين انتخابات به دينداري و نه به بي بندوباري راي دادند و خلاصه تب دين را بالا مي برند و از سوي ديگر مغرافزار اصولگرايان، مصباح يزدي، مفاهيم ولايت فقيه را در بنيادگرايانه ترين برداشت عرضه مي كند چرا چنين افرادي نيايند و از نهاد دين به نفع خود استفاده نكنند؟ نسخه اي كه بارها جواب داده بار ديگر نيز جواب مي دهد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 13:16  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

سال پيش بود كه سخنراني رييس جمهور در سازمان ملل با هاله اي از نور تركيب شد و امسال پيغام پسغام به بوش فرستاد كه حاليا بيا مناظره كنيم.
ياد دوران اصلاحات به خير! اگر در آن زمان رييس جمهور چنين حرفي زده بود بلا شك كفن پوشان و قمه به دستان چهار ستون كاخ رياست جمهوري را به لرزه انداخته بودند كه واسلاما وا! انقلابا! وا رهبرا! همه چيز از دست رفت. گرچه حال که اتفاقی حادث نشد طفيلي دولت (زن سخنگوي دولت) فرياد و فغان مي كند که آمریکایی بودند و برانداز!
چنين است اكنون كه قوا يك پارچه و ذوب در اصول هستند، نامه نگاري و پيشنهاد مناظره مستقيم، سخني داهيانه و حكيمانه و از روي حكمت و عزت است و كفن پوشان موكداً از باب حمايت گويند: كجا بودي تو اي نابغه! اي حكيم! اي سياستمدار اصولگرا!
اما آنچه تفاوت دوران اصلاحات با اصولگرايان را يادم انداخت قسمتي از صحبت هاي خاتمي در نشست بنياد باران بود : ... 3سال پيش پيشنهاد من، مشاركت فرانسه - ايران - روسيه بود و گفتم امكان ندارد آنها بگذارند ما به‌تنهايي صاحب توليد صنعتي اورانيوم شويم كه گفتند نه و ما بايد خودمان داشته باشيم و وقتي آن را در سال گذشته در سازمان ملل مطرح كردند كه مشاركت كنيم ديگر خيلي گوش نكردند....
ياد داستان استر قدرت افتادم كه وقتي بر آن سواري لازم نيست خيلي چيزها يادت بماند و خيلي كارها انجام دهي.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 12:33  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

۱. برای سومین آخر هفته متوالی یکی از دوستان حضرت عزاییل را بغل نمود و  جان به جان آفرین داد.

این بار اما کسی بود که برای سال ها از نزدیک می دیدمش و با خصوصیات و رفتارهایش آشنا بودم.

مرشد عباس تبارکی که من «مرشد خوبان» خواندمش به قول قدیمی ها «ورپرید» و کاملاْ نا گهانی فوت کرد.

 

یکی از دوستان می گفت: حتماْ مرشد ضرب را گرفته و الان برای اهل برزخ می خواند.

این اواخر به جهت زیاد رفتن به غسال خانه و دیدن احوالات مردم هراسی از مردن ندارم. به نظر همه چیز سریع به چشم بر هم زدنی تمام می شود و خانواده ها به خانه هایشان باز می گردند و مرده می ماند و قبرش و اعمالش.

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 مهر1385ساعت 11:56  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

یاداشتی که نوشتم و در بازتاب با عنوان "گلايه‌هاي يك مسئول حزب‌الله از شيوه تبليغ جنگ در تهران" منتشر شد، عكس العمل هايي را در دفتر حزب الله در تهران به وجود آورد كه من آن را ناشي از حساس زياد و تا حدي نا آشنايي با مخاطبان ايراني و  ادبيات رسانه اي مي دانم.
همچنین این ممکن است برخی تصور کنند این یادداشت موضع رسمی دفتر تهران است در حالی که مواضع رسمی دفتر تنها از طریق نماینده آن اعلام می شود.
چندي پيش به ديدن يكي از اعضاي برجسته دفتر حزب الله در تهران رفته بودم. نكاتي مطرح شد كه بيان آن ها سودمند است. به ويژه در زماني كه مدت بيشتري از پايان جنگ اسراييل عليه مردم لبنان گذشته است و مسئولان از فضاي تصميم گيري احساسي به عقلانيت رسيده اند. ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 14:35  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

روح الله ماهنوز چندی از زمان پاسخ سیاسی سپاه به هاشمی رفسنجانی که گفته بود: فرماندهان سپاه به امام گفته بودند دیگر نمی توانیم جنگ را ادامه دهیم نگدشته است که دفتر هاشمی متن نامه ای را پس از ۱۸ سال فاش کرد که پرده از خیلی موارد بر می دارد.
این نامه مشخص می کند که نظام در آن زمان در چه شرایط سختی قرار داشت  و چرا امام آتش بس را به جام زهر تشبیه کردند.
نكته ديگر اين كه هاشمي با انتشار اين نامه به نسل جديد سپاه نشان داد كه خيلي چيزها هست كه بزرگتر ها مي دانند و اون ها ازشون بي خبر! همچنين هاشمي خواست به نسل جديد بگويد كه  هنوز از استوانه های انقلاب و نظام است هرچند پیر و به شدت محافظه کار.
از اين هم نبايد بگذريم كه انتشار اين نامه حتماً با هماهنگي رهبري بوده است. البته افراطيون احتمال دارد اصالت نامه را زير سئوال ببرند و بگويند اين نامه امام با ادبيات ايشان هم‌خواني ندارد و از موضع ضعف است.
چيزي كه مسلم است اين كه مسئولين رده اول نظام در آن موقع (رهبري، هاشمي، محسن رضايي و ۲ -۳ نفر ديگر) نمي خواهند يا نمي خواستند كه مباحث قطعنامه تا امروز باز شود.
شايد فردا هم نامه ديگري از سوي فرماندهان قديمي و نسل اول سپاه منتشر شود تا بخش ديگري از حقايق آن روزها هويدا شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 مهر1385ساعت 14:52  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

۱.پرشین بلاگ اولین و یکی از بزرگترین سرویس دهنده های وبلاگ فارسی در جهان به حکم مراجع قضایی توقیف شد.

بعد از توقیف شرق که رسانه موثری بود این بار موجب جدید توقیف سایت ها فضای را تند تر از قبل کرده است. صرف نظر از این که اصولا سرویس دهنده ها مسئول محتوای بلاگ ها نیستند این توقیف معنایی جز محدودتر شدن فضای نقد ندارد.

من هم جزء یکی از کاربران اولیه پرشین بلاگ بودم هرچند که نتوانستم در آن موقع به کار ادامه دهم.

اتفاقات جالبی در حال رقم خوردن است.

۲. برای دومین جمعه پیاپی در گیر تشییع جنازه پدر یکی از دوستان شدیم. هفته گذشته عازم یکی از شهرهای شمال شدیم و در تشییع باشکوه و سنتی شرکت کردیم. مرحوم را در حیات خانه اش شستند و غسل دادند و در ۵۰ قدمی خانه اش در یک امام زاده به خاک سپردند.
دیروز نیز پدر یکی دیگر از دوستان را در یکی از محلات قدیم تهران (نظام آباد) تشییع کردیم و به بهشت زهرا رفتیم. ....

۳. بار دیگر نصرالله نشان داد از هوش بسیار بالایی برخوردار است و می تواند شکاف های سیاسی را نیز به خوبی مدیریت کند. ای کاش ما هم چند نصرالله در ایران خودمان داشتیم با همان حماس و همان تیزهوشی.

+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 13:22  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  |