.jpg)
جالب تر آن جاست که ببینی خارجی ها به گونه ای بیروت را ترک می کنند که گویی جنگی درگرفته است!! در حالی که اکثر نقاط بیروت امن است ولی جان عزیز
گزارش تصویری ایلنا مربوط به روز گذشته
.jpg)
جالب تر آن جاست که ببینی خارجی ها به گونه ای بیروت را ترک می کنند که گویی جنگی درگرفته است!! در حالی که اکثر نقاط بیروت امن است ولی جان عزیز
گزارش تصویری ایلنا مربوط به روز گذشته
اینجا همان بیروت زیباست همانجا که به زیبایی می شناسیمش و به واقه چنین است. هرچند جنگ گوشه ای از آن را گرفته است اما بیروت همان بیروت زیباست.
شايد اين ويژگي به حجم زياد مخاطبان اينترنتي آنان بازگردد اما به نسبت باز سايت هاي ايراني در جايگاه پايين تري قرار دارند.
Commenting و نظر دادن پيرامون مطالب است. به عنوان مثال سايت العربية دات نت كه ۵۴۵ سايت اينترنت است يكي از فعال ترين نظام هاي كامنتينگ را دارد.
به كامنت ها ي خبر تحولات اخير حزب الله و رژيم اسراييل توجه كنيد.
http://www.alarabiya.net/Articles/2006/07/13/25664.htm#0
BBC site leads World Cup online
The BBC Sport website was the most popular online source for World Cup news in the UK, according to a study.
More than 3.4 million football fans used the site during the tournament, which was won by Italy on penalties.
MOST POPULAR CUP WEBSITES
1. BBC Sport 3.4 million unique users
2. Fifa.com 1.08 million
3. SkySports 950,000
4. Premium TV 835,000
5. Sporting Life 528,000
http://news.bbc.co.uk/2/hi/technology/5165574.stm
اگر کسی راجع به خشم متراکم اطلاعی داره اعلام کنه
همچنين وي در اظهارات ديگر گفت: صاحب خانه ها منصف باشند و كاري نكنند كه دولت وارد بحث اجاره خانه شود.
شايان ذكر است اين صحبت ها در ساعات اداري بوده است.
سیمای ایران که مجلس هم به بی تدبیری و بد عمل کردن آن در خصوص فوتبال اذعان کرد همراه با اوج گرفتن درگیری ها در فلسطین اشغالی دست به کار عجیبی زد.
اوج این فعالیت در بین نیمه بازی رده بندی جام جهانی بود. گزارشی پخش شد که خوشحالی تماشاچیان جام جهانی را به خشونت ها و به قول عرب زبان ها «اشتباکات» وصل کرد و کلیپ را با شلیک یک گلوله تانک به پایان برد. سناریویی که بارها و بارها از رسانه ملی ! ساخته شده است.
من که شخصا فوتبال را دوست ندارم اما این بدین معنی نیست که اون رو تخریب کنم. اما کارهای سیمایی های ایران خیلی کمدی است. در حالی که بیش از هشت و نیم میلیون یورو برای پخش این مسابقات هزینه کردن در ۲ بازی آخر چنان فیلم هایی پخش می کنند که گویی به واقع اعتقادی به این بازی ها ندارند و آن را فقط ابزار دست سیاست مداران می پندارند.
اگر چنین است که چرا این همه برای این جام و سیاست مدارن پشت پرده آن هزینه کردند؟ چرا به استکبار جهانی و دشمن !! هشت و نیم میلیون یورو کمک کردیم؟
اگر هم اعتقاد به فوتبال سیاسی و پشت پرده آن نداریم پس این کلیپ چه بود؟ اگر جهان این همه هزینه می کند که بگوید فوتبال سیاسی نیست و بر پایه صلح است چرا سیما با رسانه اش سعی در آن دارد که بگوید نه فوتبال کاملا سیاسی است.
گهگاه فکر می کنم که همین کارهای بسیار ساده و پیش پا افتاده گاهی ممکن است اعتبار یک رسانه را به راحتی از بین ببرد.
:: یک تیتر اصولگرایانه
سعید ابوطالب در جمع خبرنگاران:
فعالیت شبکه های ماهواره ای ایرانی فاقد مجوز غیرقانونی است http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=350542


همان مردمی که برخیشان در هیات ها می چرخند و برخیشان در جردن و الیه. اینها همه مردم هستند چه این سوی خط و چه آن سوی خط. وقتی می گوییم مردم یعنی همه اینها و همه ویژگی هاشان.
اگر بعد از ظهری در یکی از خیابان های اصلی تهران مثلا ولی عصر قدم بزنید چهره ها و جوانانی را می بینید که شاید در لاک دینی زندگی نکنند. عُرفشان چیز دیگریست و هنجارشان چیز دیگر.
حال به این بازگردیم که هنگامی که بزرگان جمهور پیرامون مردم سخن می گویند، كدام مردم را مخاطب قرار مي دهند. كدام مردم، مردم ترند و كدام يك نامردم تر.
وقتي صحبت از اين است كه به حمدلله جوانان دين مدار هستند كدام جوانان مراد نظر است. آن جواناني كه پايبند دين هستند يا آن دیگر دست از جوانان.
اگر آن دست از جوانان نيز با نسيم دين همرانند و چرا اين همه مورد غضب حكومتند و ناهنجار مي خوانندشان؟
راستي بزرگان جمهور در اين خيابان ها قدم زده اند آيا؟ مشاوران امين و صديقشان چه؟ تا به حال عصر پنج شنبه اي در خيابان ولي عصر لحظه اي بوده اند؟
آيا هرگز واقعيات را براي بزرگان گفته اند كه فلان دختر بچه چگونه حرف مي زد و فلان پسر چگونه آرايش كرده بود؟
اين هم از عادات ما ايراني هاست كه هميشه مردم را آن طور كه خود خواسته ايم تفسير كرده ايم و هميشه ((مخاطب بخشي)) را در نظر گرفته ايم.
مردم، رايشان ميزان است. اما كدام بخش از مردم در نزد بزرگان رايشان ميزان است؟
مگر نه فاطمه، محور كسا بود و بقيه وابستگان او؟ پيامبر پدر او بود و علي، همسر او و حسنين فرزندان او؟ ـ سلامالله عليهم اجمعين ـ «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها».
مگر نه رضاي خداوند در گرو رضايت مرضيه بود و غضب خداوند در گرو خشم او؟ مگر نه صديقه كبري، راز آفرينش زن بود، بهانه خلقت نسوان؟ مگر نه فاطمه شبيهترين بود به رسول خدا؟ «ما رأيت احداً كان اشبه كلاماً و حديثاً من فاطمة برسول الله صلياللهعليهوآلهوسلم».
چه كردند با تو كه اين تازيانه اعتراض جاودانه را ـ المخفية قبرا ـ بر پشت تاريخ روا دانستي.
اين است مظلوميت تو و به تبع، مظلوميت شيعيان تو.
كجا گريه كنند عاشقان تو بر مصائب تو؟ كجا اشك بريزند دلدادگان تو بر مظلوميت تو؟ و كجا ضجه بزنند فرزندان تو در فقدان تو؟
اين است مظلوميت تو و به تبع، مظلوميت شيعيان تو.
مطلب کامل http://www.sharghnewspaper.com/850403/html/media.htm
جام هجدهم براي ايرانيان، اين بار نيز اما مانند دوره هاي پيش رقم خورد و ايرانيان وداعي سخت تر را تجربه كردند.
اين سختي اما نه براي باخت هاي مكرر و بد بازي كردن ها، كه براي از بين رفتن روياهايي بود كه بر آب شد و غرور كاذبي كه شكست.
پرداختن به مسائل فني عملكرد تيم ملي در حوصله و تخصص نويسنده اين يادداشت كوتاه نيست، اما مي توان اپيسود شرم را از نگاه ديگري نيز نگريست.
نقش اول؛ رسانه ملي
راديو و تلويزيون كه به مدد برخورداري از امكان ويژه قانوني، جاي هيچ رقابتي را در حوزه گستره مخاطب براي ساير رسانه ها باقي نگذاشته اند، اين بار نيز سياست گذاران حوزه ورزش آن مانند سلف سياسي خود نتوانستند با مهندسي ارتباط، مخاطبان را به جايگاه عقل گرايي و خردورزي هدايت كنند.
ليكن در تمام دوران حساس آماده سازي تيم، نقش اول اپیزود شرم، با برجسته سازي وهم آلود و غير واقعي، تمام تلاش خود را به كار برد تا آنچه دوست دارد را به جاي آن چه واقعيت دارد، جلوگر كند.
ظاهراً اين بيماري در رسانه ملي به صورت فراگير درآمده است كه هميشه آن چه را دوست دارند به عنوان تحليل به مخاطب ارايه مي دهند.
اين بار اما تلويزيون و راديو چنان اغواگرانه به فوتبال ايران پرداختند كه مردم پيروزي هاي مسلم را باور كرده بودند و با مغرورانه اميد به موفقيتي چشمگير داشتند.
اين تبليغات آن چنان بود كه حتي رييس غير فرهنگي و ورزشي، سازمان ورزش را در موضع پيش بيني به اعلام نتيجه اي فضايي انداخت(2 برد و 1 تساوي).
به قول يكي از روزنامه نگاران خوش فكر، مغز دستگاه ورزش به جاي آن كه خود خرد ورز و منطق گرا باشد، در تبليغات رسانه اي هضم شد و در اظهاراتي به واقع غير كارشناسانه چنين سخناني بر زبان راند.
اما آيا به راستي دستگاه عريض و طويل ورزش رسانه ملي چنان خالي از تفكر است كه به جاي عمق بخشيدن به مخاطب در جهت منافعي مبهم گام بر دارد.
براي پي بردن به اين بي تدبيري است كافي نگاهي از سر رنج به رسانه ملي در اين روزها بياندازيد؛ مداح ديروز و منتقد امروز.
كودك هشت ميليون يورويي!
در حالي كه فيلم كودك ميليون دلاري موفقيت هاي خود را پشت سر گذاشت، چنين است كه در سيماي ايران سريال 64قسمتي بيش از هشت ميليون يورويي روزهاي مياني خود را طي مي كند.
بيش از هشت ميليون يورو كه براي پخش مسابقات از كيسه مردم پرداخت شد، اين بار به جاي شورآفريني و مهرورزي به بندگان خدا، موجي از شرم، سرخوردگي و عصيان را به بارآورد كه دليل آن يك مسئله ساده است: تدبير گم شده!
به نظر شما يك مسابقه فوتبال كشش چند بار ديدن و شنيدن گزارش و تحليل را با صداهاي بعضاً نا مناسب دارد؟ 1 بار؟ 2 بار؟ 3 بار؟
شبكه سوم سيما كه تكلفيش مشخص است: فوتبال، فوتبال و فوتبال. شبكه اول، شبكه دوم(با آن مجري ضعيف و تحليل هاي صدبارشنيده)، شبكه تهران، شبكه خبر، شبكه هاي استاني و ….، راستي شد چند شبكه؟
هشت ميليون يورو را به حدود بيست ميليارد ريال هزينه توليد برنامه هاي گزارشي، تحليلي، زنده و … قبل از مسابقات جام جهاني اضافه كنيد تا بيشتر با هزينه هاي رسانه ملي آشنا شويد.
اگر مي خواهيد ارزش هشت ميليون يورو (در حدود نودوپنج ميليارد ريال) را متوجه شويد كافي است بدانيد هزينه هاي آماده سازي و اعزام كاروان ورزشي ايران به بازي هاي المپيك 2004 آتن كه شش مدال در پي داشت حدود شش ميليون و هفتصد هزار يورو بود.
ياردوازدهم، ستون پنجم
شايد به توان گفت كه در «اپیزود شرم، برداشت تلويزيون»، برنامه هايي مانند ياردوازدهم بيشترين نقش را در القاء غير واقعي مطالب و افزايش غير منطقي سطح توقعات مردم از تيم ملي و غرور ملي داشتند.
در حالي كه از يك رسانه توقع آن مي رود كه مخطابان را به عقل گرايي رهنمون سازد، توليد و پخش چنين برنامه هايي از بيش از پنج شبكه تلويزيون و حداقل يك شبكه راديويي كاملاً فضا رسانه اي را براي بحث و ارايه تحليل هاي منطقي و منطقي كردن توقعات مخاطبان بسته بود. اگر هم كارشناسي در اين خصوص بحثي به ميان مي آورد در همهمه و هيجان مجريان و برنامه ها گم مي شد.
اين سريال داستاني زماني جذاب تر مي شود كه ببينيد بلافاصله با شكست تيم ملي نقدهاي فضايي و كذايي از همين رسانه پخش مي شود و رييس و مديران فدراسيون را به چهار ميخ رسانه مي كوبند.
برنامه هايي كه تا ديروز مدح فدراسيون را مي گفتند از امروز واژگان تلخ و شرم را مي پراكنند هر چند كه انتشار واقعيت كه گاه تلخ است بخشي از ذات رسانه است.
جام جهاني؛ اپیزود اميد
اين بار نيز ما با جام و جهان وداعي تلخ داشتيم، وداعي به سنگيني بغض هاي در گلو گير كردة نوجوانان كه غرور و هميت خود را در مخاطره ديدند، بغضي كه مديران ورزشي رسانه ملي نفهميدند و ظاهراً نخواهند فهميد.
جام جهاني بعد و جام هاي جهاني بعدي مي آيند و ايران ممكن است در تمامي و يا بعضي از آن ها حضور داشته باشد، مهم اين است كه در نهايت تصميم گيران و تصميم سازان با تدبير عمل كنند.
جام جهاني اپيسود اميد، اميد به تدبير است، اميد به انتقاد پذيري، اميد به غرض ورزي نكردن در حوزه منافع ملي و اميد به منطقي شدن تعاملات رسانه اي است.
لینک مطلب در:
شرق http://www.sharghnewspaper.com/850405/html/sv1.htm
بازتاب http://www.baztab.com/news/41404.php